گر گدا کاهل بود تقصیر صاحبخانه چیست
قیل له: لأىِّ شَىء لا نَراکَ تَرُدُّ سائِلا وَإنْ کُنْتَ عَلى ناقَة؟ فقال ـ علیه السلام ـ :
«إنّى للهِ سائِلٌ، وَفیهِ راغِبٌ، وَأَنا أَسْتَحْیى أنْ أَکُونَ سائِلا وَأَرُدُّ سائِلا، وَإِنَّ اللهَ عَوَّدَنى عادَةً أَنْ یَفیضَ نِعَمه عَلَیَّ وَعَوَّدْتُهُ أَنْ أَفیضَ نِعَمَهُ عَلَى النّاسِ فَأَخْشى إنْ قَطَعْتُ العادَةِ أَنْ یَمْنَعَنى العادَةَ.» وَأَنْشَدَ یَقُولُ:
إذا ما أَتانى سائِلٌ قُلْتُ مَرْحَباً بِمَنْ فَضْلُهُ فَرْضٌ عَلَىَّ مُعَجَّلٌ
وَمِنْ فَضْلِهِ فَضْلٌ عَلى کُلِّ فاضِل وَأَفْضَلَ أَیّامِ الفَتى حینَ یُسْأَلُ
گروهى در محضر امام مجتبى ـ ع ـ بودند، از حضرت سؤال کردند:
«چگونه است که شما هرگز سائل و نیازمندى را ناامید برنمى گردانید، گرچه سوار بر اشتر، در حالت رفتن باشید؟!
«فرمود: من هم به درگاه خداوند محتاج و سائلم و مى خواهم که خداوند مرا محروم نگرداند و شرم دارم که با چنین امیدوارى سائلان را ناامید کنم، خدایى که نعمت هایش را بر من ارزانى مى دارد، مى خواهد من هم به مردم کمک کنم و مى ترسم که اگر بخشش خود را از مردم دریغ دارم، خداوند هم به من عنایتش را دریغ دارد و منع نماید، آنگاه این شعر را خواند:
(هرگاه سائلى به نزد من آید به او خوش آمد و آفرین مى گویم، زیرا بخشش نمودن به او بر من واجب است.)
(و هر بخشنده اى که به سائل بخشش نماید به فضیلت رسد، و نیکوترین روزهاى جوانمردان روزى است که از آنها درخواست کمک شود.»