مرا راهی آسمانها کنی
بگیری نفس های این مرده را
بگیری و کار مسیحا کنی
توقع ندارم که بنشینی و
گنهکاریم را تماشا کنی
دل ما از اول ثباتی نداشت
تو حق داری امروز و فردا کنی
تو عین ظهوری و من غائبم
دلم را تو باید که پیدا کنی