بسم ا...

سه ره پیداست

 نوشته بر سر هر یک به سنگ اندر

حدیثی کش نمی خوانی برآن دیگر

نخستین راه نوش راحت و شادی

به ننگ آغشته اما رو به شهر و باغ و آبادی

دو دیگر راه نیمش ننگ نیمش نام

اگر سر بر کنی غوغا وگر دم درکشی آرام

سه دیگر راه بی برگشت بی فرجام

من اینجا بس دلم تنگ است و هر سازی که می بینم بد آهنگ است

بیا ره توشه برداریم قدم در راه بی برگشت بگذاریم

ببینیم آسمان هر کجا آیا همین رنگ است؟

شعر از اخوان ثالث