سلاح مومن ناله و گریه است: إرحم من رأس ماله الرجاء و سلاحه البکاء.(1) کسی که اهل تضرع نیست، مسلح نیست و کسی که مسلح نبود بر دشمن درون پیروز نمی شود و در نتیجه بر اهریمن بیرون هم پیروز نخواهد شد. قرآن کریم با پرسشی اعتراض آمیز می گوید چرا اینها ناله و لابه نمی کنند؟! فلولا اذ جاءهم بأسنا تضرَّعوا و خود پاسخ می دهد که قساوت قلب نمی گذارد انسان اهل گریه و خشیت و خشوع باشد: و لکن قست قلوبهم و زیَّن لهم الشیطان ما کانوا یعملون* فلمّا نسوا ما ذکّروا به فتحنا علیهم ابواب کلّ شیءٍ حتّی اذا فرحوا بما أُوتوا أخذنا هم بغتهٌ فإذا هم مبلسون* فقطع دابر القوم الّذین ظلموا و الحمدلله ربّ العالمین(2)؛ ما آنان را ابتدا با کمبود آزمودیم، تا ناله کنند و چون اهل ناله نشدند، بسیاری از نعم را به آنان دادیم تا سرگرم تنعم شدند. سپس درهمان بحبوحه تنعم، آنان را گرفتیم و ریشه کن ساختیم.
خدای سبحان درباره آزمایش انسانها با سختیها و فراگیر بودن آن می فرماید: و لنبلونَّکم بشیء من الخوف و الجوع و نقصٍ من الأموال و الانفس و الثَّمرات و بشّر الصّابرین(3)، و ما ارسلنا فی قریهٍ من نبیٍّ الا اخذنا اهلها بالبأساء و الضرّاء لعلّهم یضَّرّعون(4)؛ هیچ پیامبری نیامد، مگر آن که امت او را با فقر و تنگدستی آزمودیم.
انسانی که از همه امکانات رفاهی برخوردار باشد، گرچه ظاهراً در پرنیان آسایش به سر ببرد، لیکن واقعاً در دم تیغ بلاست. چون هیچ عاملی در اختیار ندارد که مایه شکستن قلبش شود. و انسانی که دل شکسته و اهل ناله نیست، خود بین است و خودبین هرگز خدابین نخواهد بود، زیرا خودبینی ستبرترین پرده حاجب است... داشتن مال و امکانات رفاهی که انسان را از یاد خدا غافل کند، بلایی است که از آن به استدراج یاد می شود، ولی داشتن توان مالی و غیر مالی اگر با شکر زبانی و قلبی وعملی توأم باشد نیکوست، نظیر قدرت سلیمان (ع)، که خدا را به خاطر آنچه به وی داده، شکر می کرد و چون ذوالقرنین که پس از ساخت سدّی فلزی گفت: این از فضل خداست، نه قدرت من. اگر انسان هر نعمتی را که از راه حلال و با کوشش مشروع به او می رسد، از خدا بداند و در هنگام تمکن و تنعم، خضوعش از گذشته بیشتر شود هم مانند دیگران ساده زندگی کند، این تمکن ممدوح و خیر و رحمت است. اما داشتنی که انسان را از یاد خدا غافل و مغرور و جاه طلب کند، پایانش عذاب الیم خواهد بود.
(1) مفاتیح الجنان، دعای کمیل. (2) سوره انعام، آیات 43-45. (3) سوره بقره، آیه 155. (4) سوره اعراف، آیه 94.
از کتاب سیره پیامبران در قرآن آیت الله جوادی آملی ص 94
|