سلام بر موذنی که امروز هم صدای الله اکبرش نیامد
من هم ای گوهر گم گشته از این گمراهان
گم شدن خواهم و در کوی تو پیدا گشتن
من که در مقابل هیچ های دنیا به هیچکس ها روی نیاز انداختم چرا به تو التماس نکنم؟
چرا درد دلم را برایت باز نکنم؟
من که سر تعظیم در برابر هر کس و ناکسی فرود آوردم چرا برای تو کرنش نکنم که همه آسمانها و زمین در مقابل تو خاضعند و خاشع! و هذا تاویل رویای
بخط و خال گدایان مده خزینه دل
بدست شاه وشی ده که محترم دارد
او ما را به خاطر خودمان میخواهد میخواهد تا محترم و بزرگمان کند ولی من او را برای چاه کندن میخواهم و آب و آش و خاک.
با دستان مبارک امام بیعت نمیکنم عزت دنیا و آخرت را میفروشم و با پای کثیف دیگران بیعت میکنم و ذلت دنیا و آخرت را میخرم. |