آخرین مسافر
آذر 1390
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


آرشیو
موضوع بندی
سه شنبه 20 بهمن 1388
یحکم بحکم داوود!

در مورد امام زمان(ع) در روایات آمده است که: «یحکم بحکم داوود؛ با حکم حضرت داوود (ع) حکم می‌کند». حضرت داوود حکم غیبی صادر می‌کرد و به شواهد و ادلّه وابسته نبود. در زمان حضرت داوود شخص فقیری مدت‌ها از خداوند رزق حلالی می‌طلبید. روزی گاوی در خانة او را شکست و داخل شد. او هم بر این اساس که دعایش مستجاب شده است گاو را سربرید و گوشت آن را کباب کرد و با خانواده اش خوردند.
صاحب گاو که به دنبال گاوش می‌گشت فهمید که آن شخص فقیر گاو را کشته و مصرف کرده است. او را نزد حضرت داوود برد و حضرت داوود از آن شخص فقیر علّت کارش را پرسید: او هم گفت من هفت سال بود که دعا می‌کردم خدا رزق حلالی مرحمت کند، وقتی گاو در را شکست و داخل شد به خود گفتم دعایم مستجاب شده است؛ لذا آن را سر بریدم و با خانواده ام خوردیم.

حضرت داوود به صاحب گاو فرمود: «از شکایتت صرف نظر کن». صاحب گاو عصبانی شد و اعتراض کرد که این چه نحو قضاوت کردن است. حضرت داوود به او فرمود: «علاوه بر آن، نصف دارائی ات را هم به او بده». صاحب گاو هم به شدت برآشفت. حضرت داوود فرمود: «تمام دارائی ات را به او بده». در بین مردم در اثر این حکم سر و صدا بلند شد. حضرت داوود همراه با مردم بر سر قبر پدر کسی که گاو را کشته بود، حاضر شد و او را زنده کرد و علت مرگش را از او جویا شد. او گفت: پدر این صاحب گاو، غلام من بود. او مرا کشت و تمام دارائی ام را هم تصاحب کرد. در نتیجه روشن شد علاوه بر اینکه تمام دارائی صاحب گاو متعلق به آن شخص فقیر است، خود صاحب گاو و فرزندانش هم بچه‌های غلام پدر او هستند و متعلق به او می‌باشند، امام زمان(ع) هم این گونه حکم می‌کند.
٭ مصباح الهدی؛ مجموعه جلسات مرحوم دولابی
منبع: موعود


تعداد بازدیدکنندگان : 260140


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

یاران ، این قافله ، قافله ی عشق است و این راه که به سرزمین کربلا می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که: الرحیل الرحیل.
از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد.این دعوت فَیَضانی است که علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و ... بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین ، حسین ، حسین ...  . نمی تپد ، حسین حسین می کند .
یاران شتاب کنید که زمین نه جای ماندن است ، که گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفکند؟ ... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا ، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین که از من و تو شایسته تر است.
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

شناسنامه کامل من...


Free Page Rank Tool