آخرین مسافر
آذر 1390
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


آرشیو
موضوع بندی
شنبه 13 تیر 1388
نخستین سفیر(۱)

نام بلند آوازه نخستین سفیر امام مهدى ـ علیه السلام ـ «عثمان بن سعید» بود و کنیه اش «ابو عمرو» و لقبهاى پر افتخارش عبارتند از: «عمروى» «اسدى» «عسکرى» «سمّان» «زیات».

دلیل سه لقب، از پنج لقب، روشن است که انتساب به بنى اسد و منطقه نظامى سامرّا و خانوادگى است، امّا دو لقب دیگر بدان جهت به او داده شد که در آن جوّ وحشت و ترور و استبداد عبّاسى، به منظور تقیّه و پوشش دادن به سفارت خویش از جانب امام عصر ـ ارواحنا فداه ـ تجارت روغن

مى نمود و آن مسئولیت خطیر را در این پوشش به انجام مى رسانید. شیعیان به سوى او مى رفتند و اموال، حقوق، نامه ها و پرسشهاى خویش از دوازدهمین امام نور ـ ارواحنا فداه ـ را به او تحویل مى دادند و آن مردِ با درایت و پر شهامت و اخلاص، آنها را به گونه اى خاصّ، گاه با قرار دادن در ظرفها و پوستهاى مخصوص حمل آب و روغن، به سوى حضرت مهدى ـ ارواحنا فداه ـ مى فرستاد تا دشمن و جاسوسان پى نبرند.

او افتخار خدمت به امام هادى ـ علیه السلام ـ را نیز در پرونده ى زندگى شایسته خویش داشت و از یازده سالگى به این افتخار نائل آمد و این نشانگر اوج هوشمندى، خردمندى، رشد فکرى این نوجوان و دیگر ویژگیهاى او همچون: عدالت، امانتدارى، درستى و شایستگى او است و راستى که: «خداوند هر کس را خواست به لطف خویش مفتخر مى سازد».

«احمد بن اسحاق» که از فرزانگان است آورده که: از حضرت هادى ـ علیه السلام ـ پرسیدم: «سالارم! با چه کسى رابطه برقرار کنم و از چه کسى تعالیم و پیامهاى شما را بگیرم و گفتار چه کسى را بپذیرم؟»

امام هادى ـ علیه السلام ـ فرمود:

«العمروى ثقتی، فما أدّى إلیک عنِّی فعَنی یؤدّى وما قال لک عنّی یقول، فاسمع له وأطع، فإنّه الثقة المأْمون»(۱).

یعنى: «عمرى» مورد اعتماد من است، هر آنچه از من بسوى شما آورد از ما آورده است و آنچه از من گفت براستى از من مى گوید. پس، بشنو و اطاعت کن! چرا که امین و مورد اعتماد است. 

ـــــــــــــــــــــ
۱. اصول کافى، ج، ص ۳۳۰; غیبت طوسى، ص ۲۱۹. 

منبع: کتاب غیبت صغری امام عصر (ارواحنا فداه)


تعداد بازدیدکنندگان : 260089


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

یاران ، این قافله ، قافله ی عشق است و این راه که به سرزمین کربلا می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که: الرحیل الرحیل.
از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد.این دعوت فَیَضانی است که علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و ... بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین ، حسین ، حسین ...  . نمی تپد ، حسین حسین می کند .
یاران شتاب کنید که زمین نه جای ماندن است ، که گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفکند؟ ... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا ، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین که از من و تو شایسته تر است.
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

شناسنامه کامل من...


Free Page Rank Tool