آخرین مسافر
آذر 1390
ش ی د س چ پ ج
      1 2 3 4
5 6 7 8 9 10 11
12 13 14 15 16 17 18
19 20 21 22 23 24 25
26 27 28 29 30    


آرشیو
موضوع بندی
سه شنبه 18 فروردین 1388
نام کتاب: دا

سلام  

دا

به همه کسانی که من او و ارمیا و بی وتن را خوانده اند... 
به همه کسانی که همپای صاعقه را خوانده اند...  
و به همه همه...
پیشنهاد می کنم که کتاب دا را بخوانند.    

جمع آوری و تدوین این کتاب هفت سال طول کشیده است.
این کتاب در مدت کوتاهی به چاپ چهاردهم رسید. 

ناشر: انتشارات سوره مهر
خاطرات سیده زهرا حسینی
به اهتمام سیده اعظم حسینی(تشابه فامیل تصادفی است).
بخشی از کتاب که پشت جلدش نوشته:
"رفتم طرف شلنگ آبی که گوشه باغچه افتاده بود. شیر را باز کردم. خدا را شکر آب می آمد. اول دستم را که بعد از جمع کردن مغز پیرمرد مکینه خاکمال کرده بودم شستم. بعد دستم را پر آب کردم و به طرف دهان بچه بردم. صدای گریه اش آرام تر شد و دهانش را به آب نزدیک تر کرد. ولی سریع سرش را برگرداند و گریه اش را از سر گرفت. صورتش را شستم. پستانکی که با نخ به گردنش آویزان بود را در دهانش گذاشتم. جیغ می کشید و سرش را عقب می برد. وقتی دیدم با هیچ راهی نمی توانم ساکتش کنم، دوباره بغض به گلویم چنگ انداخت. بی تابی های بچه را که می دیدم و به بی کسی و بی پناهی اش فکر می کردم می خواست دلم بترکد. دیگر نتوانستم جلوی اشک هایم را بگیرم. رفتم توی همان وانت که هنوز مشغول تخلیه جنازه هایش بودند، نشستم. چهره زن های کشته شده جلوی نظرم آمد. یعنی کدامیک از آن ها مادر این طفل معصوم بودند؟! "
 

خرید اینترنتی از سایت تبیان ، در ضمن قیمت روی جلد آن یازده هزار تومان است! 
در هنگام خرید حضوری به صفحات ۷۱۶ و ۸۰۷ و ۶۲۶ توجه کنید، چون در کتابی که من دارم و چاپ چهاردهم است، این صفحات اشتباه چاپ شده است! 

پی نوشت: 
توصیه نمی کنم این کتاب را شب ها در تاریکی بخوانید...!


تعداد بازدیدکنندگان : 260187


Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

یاران ، این قافله ، قافله ی عشق است و این راه که به سرزمین کربلا می رسد ، راه تاریخ است و هر بامداد این بانگ از آسمان می رسد که: الرحیل الرحیل.
از رحمت خدا دور است که این باب شیدایی را بر مشتاقان لقای خویش ببندد.این دعوت فَیَضانی است که علی الدوام ، زمینیان را به سوی آسمان می کشد و ... بدان که سینه تو نیز آسمانی لا یتناهی است با قلبی که در آن ،چشمه خورشید می جوشد و گوش کن که چه خوش ترنمی دارد در تپیدن:حسین ، حسین ، حسین ...  . نمی تپد ، حسین حسین می کند .
یاران شتاب کنید که زمین نه جای ماندن است ، که گذرگاه است ... گذر از نفس به سوی رضوان حق . هیچ شنیده ای که کسی در گذرگاه ، رحل اقامت بیفکند؟ ... و مرگ نیز در اینجا همان همه با تو نزدیک است که در کربلا ، و کدام انیسی از مرگ شایسته تر؟ که اگر دهر بخواهد با کسی وفا کند و او را از مرگ معاف دارد ، حسین که از من و تو شایسته تر است.
 الرحیل ، الرحیل ! یاران شتاب کنید

شناسنامه کامل من...


Free Page Rank Tool