|
این دیده نیست قابل دیدار روی تو
چشمی دگر بده که تماشا کنم ترا
گر قسمتم شود که تماشا کنم ترا
ای نور دیده جان و دل اهدا کنم ترا
چگونه انتظار داری با چشمی که خدا را معصیت کردهای جمال زیبای خلیفه خدا را ببینی او که موسی در حریمش لن ترانی شنید ابراهیم در حریمش اذن دخول میخواند و عیسی در طواف رویش رعشه به اندام دارد!
|